السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

543

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

مرگ رانديم ، فقط موريانه‌اى كه عصاى او را خورد مردم را متوجّه مرگ او نمود و وقتى او به زمين افتاد جنّيان فهميدند كه اگر مىدانستند او قبلا مرده است در آن عذاب خواركننده درنگ نمىكردند [ 1 ] ) . امام صادق ( ع ) فرمود : به خدا سوگند اين آيه به اين صورت نازل شد ، ( وقتى مرگ سليمان بر مردم آشكار شد دانستند كه اگر جنّيان مرگ او را مىفهميدند در آن عذاب خواركننده درنگ نمىكردند ) . بايد گفت صاحب كشّاف اين نوع قرائت را به ابن مسعود نسبت داده است . ( علل الشرائع ) با استناد به ابو بصير از امام باقر ( ع ) نقل مىكند : سليمان ( ع ) به جنّيان فرمان داد برايش قصرى از بلور بسازد ، و در همان حال كه در ميان قصر به عصاى خود تكيه زده بود و بر اعمال جنّيان نظارت مىفرمود ، ناگهان متوجّه مردى در كنار خود گرديد ، فرمود : تو كيستى ؟ او گفت : من كسى هستم از پادشاهان نمىترسم و رشوه هم قبول نمىكنم ، من فرشته مرگ هستم ، و همان جا او را قبض روح نمود و سليمان تا يك سال در حالى كه مرده بود ، تكيه زده به عصا ايستاده بود و جنّيان اطراف او كار مىكردند ، تا آنكه خداوند به موريانه مأموريت داد تا عصاى او را بجود و همه متوجّه مرگ او گردند . از همان حضرت نقل شده : وقتى سليمان وفات يافت ابليس سحر را وضع نمود و آن را نوشت و آن نوشته را در هم پيچيد و بر پشت آن نوشت : اين ذخيره‌اى از گنج دانش است كه آصف بن برخيا براى سليمان قرار داده است و هر كس مىخواهد به فلان مقصد برسد ، بايد چنين و چنان كند ، سپس آن را در زير تخت سليمان دفن كرد و آنگاه آن را بيرون آورد و براى مردم خواند . كافران گفتند : حتما سليمان به همين وسيله بر ما مسلّط شده بود ، ولى مؤمنين گفتند : خير ، بلكه سليمان بندهء خدا و پيامبر او بود . در همين رابطه خداى متعالى مىفرمايد : ( شياطين بر ملك سليمان پيروى نمودند ، ولى سليمان كفر نورزيد ، بلكه شياطين كافر شدند و به مردم سحر را تعليم دادند [ 2 ] ) .

--> [ 1 ] سوره سباء ، آيه 14 . [ 2 ] سوره بقره ، آيه 101 .